اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

چهل و سه

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۵ ق.ظ
زمانی که من دبستان میرفتم یه مسافت نسبتا طولانی رو برای رسیدن به مدرسه پیاده میرفتیم به همراه خواهر یا همکلاسی یا دختر همسایه و گاهی هم تنها.از کوچه پس کوچه های خلوت سلانه سلانه میرفتیم و اونموقع پدر و مادرمون هیچوقت نگران این نبودن که ممکنه برای ما اتفاقی بیافته و هیچوقت هم اتفاقی نیفتاد و چقدر ذهن و خاطرشون آسوده بود از این بابت.
حالا منه مادر تو این دوره و زمونه جرأت نمیکنم بذارم دخترم حتی تا سر کوچه هم تنها بره چه برسه به اینکه بخواد پیاده و تنها بره مدرسه ای که از قضا یکی دوتا کوچه هم بیشتر فاصله نداره با ما.یا مثلا تو پارک و فضاهای شلوغ همش باید ترس اینو داشته باشم که نکنه گم بشن یا فرد غریبه ای بهشون نزدیک بشه.انقد که آدم های مریض زیاد شدن.نکنه اتفاقی براشون بیفته.نکنه روح و سرشت پاکشون تو این هجوم اطلاعات و فضای مجازی و رسانه و خبرهای بد آسیب ببینه.چی شد که به اینجا رسیدیم؟
پدر و مادرهای نسل ما از این نظر که این نگرانی ها و دغدغه ها و ترس ها رو اونموقع نداشتند قطعا آدم های خوشبخت تری بودند!
۹۷/۰۷/۲۵
Reyhane R