اینجا بدون من

اینجا بدون من

من از به زبان آوردنِ دوست داشتنم بیم دارم
هراس دارم که به هر جان کندنی
به زبان بیاورم
و شنیده نشود،
به زبان بیاورم
و زمانش نباشد،
به زبان بیاورم و پاسخم لبخندی از سرِ ترحم باشد
"نوشتن" اما
هیچکدام از این هراس ها رو ندارد،
مینویسی برای کسی که دوستش داری و بی خبر است،
و منتظر میمانی تا بگوید:
ای کاش یک نفر بود
تا این عاشقانه ها را برای من روی کاغذ می آورد،
و تو با تمام وجود میگویی
"من" آن یک نفرم

علی قاضی نظام

بایگانی

مادرانه ها (قسمت سوم)

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۲، ۰۹:۵۰ ق.ظ
راستش امروز با خوندن دو قسمت قبلی احساس کردم چقد منم منم توش زیاده و شاید برداشت بشه قصد داشتم از خودم تعریف و شوآف کنم! در حالی که واقعا اینجوری نیست و منم یه آدمم با همه کمی و کاستی ها و مطمئنا تا اینجای کار اشتباه و روزای سخت زیاد داشتم.

چندتا نکته و تجربه کوچولو هست که دوست داشتم بگم.یکیش "زاویه دید" هست.وقتی ناراحتی، عصبانی هستی، خسته ای، وقتی از دستش کلافه ای، کافیه فقط اون لحظه دنیا رو از چشم بچه ات ببینی! اون زمانی که بچه ها کوچیکتر بودن و خرابکاری میکردند با خودم میگفتم ریحانه تو سی و خورده ای سال تو این دنیا زندگی کردی.یه عالمه چیزای مختلف دیدی، حس کردی، تجربه کردی.کنجکاویت به شناخت دنیا برطرف شده ولی این بچه تازه وارد این مرحله شده.دوست داره همه چیز رو لمس کنه، بشناسه، تجربه کنه، یاد بگیره.این بچه پر از حس کنجکاویه.یه عالمه چیز هست که نمیدونه.یه عالمه لذت هست که تجربه نکرده.پس وقتی میخواد تو دستشویی آب بازی کنه و آب بپاشه میخواد این لذت رو تجربه کنه.وقتی دم به دیقه لباس میاره و میپوشه میخواد خودش رو بشناسه.وقتی دست میکنه تو خاک گلدون.وقتی با ترکوندن آشپزخونه برای خودش شربت و معجون های عجیب غریب درست میکنه.وقتی رو دیوار نقاشی میکشه.وقتی لجبازی میکنه.وقتی از رو مبل ها می پره و غرق شادی و هیجان میشه.وقتی تو پارک و مهمونی و فروشگاه میخواد دست به همه چیز و همه جا بزنه و هزارتا مثال دیگه.اینکه تو اون لحظه بجای نگاه یه والد بزرگسال نگران و مستاصل همه چیز رو از زاویه دید یه بچه که هنوز اول راهه ببینی این خیلی کمک کننده است.

دوم مسئله دروغ گفتن بچه هاست.چه بخواهیم چه نخواهیم بالاخره بچه ها یاد میگیرن که یه مواقعی میتونن با دروغ و نگفتن حقیقت کارشون رو پیش ببرن.حالا دلیلش یا ترس از واکنش ما میتونه باشه.یا جلب توجه یا هر دلیل دیگه ای.ترس از واکنش خیلی مسئله مهمی هست.مثال میزنم.چند سال پیش بچه ها میخواستند اتاق ما رو تزئین کنند و به خیال خودشون حالا یادم نیست اونجا تولد بگیرن یا هرچی.اومده بودن یه سر ریسه رو بسته بودند به آینه و کشیده شده بود و آینه به طرز فجیعی افتاد شکست.شب که میم اومد و میخواستیم بریم بیرون آینه کاملا جمع شده بود و فقط یکم خورده شیشه مونده بود.من اونجا نبودم و فقط صداشون رو میشنیدم.وقتی میم سوال کرد چی شده دیدم خیلی هماهنگ و ریلکس دارن یه چیز دیگه میگن! تو ماشین که نشستیم گفتم یه اتفاقی افتاده و اگه شما قول بدی آروم باشی و عکس العمل بدی نداشته باشی بچه ها میخوان راستش رو بگن و گفتند.یعنی در واقع نگفتن حقیقت برای این بود که نمیدونستند قراره با چه واکنشی روبرو بشن.اینجا باید اعتماد سازی بشه.من تو حالت عادی همیشه بهشون میگم.اگه اتفاقی افتاده یا کار بدی کردید من همیشه میشنوم و کنارتون هستم و سعی میکنم ری اکشن بدی نداشته باشم تا جایی که میشه.ولی اگه راستش رو نگید و بعدا بفهمم خیلی بیشتر ناراحت میشم.اگه بچه احساس امنیت کنه و شما درست برخورد کنید مطمئن باشید میاد به سمتتون.چون خیالش از بابت شما و واکنش تون راحته.

سوم اینکه موقع خشم و عصبانیت چه برخوردی داشته باشیم که بچه کمترین آسیب رو ببینه؟ یادمه زمانی که مدارس مجازی بودند من همزمان دوتا دانش آموز کلاس اول و سومی داشتم.با کلی کار و مسئولیت و چقد کلافه و خسته میشدم.یه روز که حوالی ظهر باید یه ویس میفرستادیم ویس همینجوری نیمه کاره رها شد و کسی دکمه قطع رو نزده بود و همینجور صداهای خونه ضبط شده بود.بعدا که اون ویس طولانی رو کامل گوش دادم یادمه کلی جا خوردم و چقد حالم بد شد و فهمیدم چقد گاهی عصبی و غیر قابل تحمل میشم و داد میزنم سر بچه ها! درحالی که هیچکدوم مقصر نبودیم و کرونا این شرایط رو به وجود آورده بود.از اون موقع هروقت میخوام رفتار بدی داشته باشم میگم فک کن الان دوربین روشنه یا صدات داره ضبط میشه.میخوای دوباره اون احساس بد تکرار بشه بعد دیدن یا شنیدن رفتار خودت؟ یا مثلا دیدین تو فضای مجازی یه فیلم میبینیم که والدین رفتار درستی با بچه ندارند و همه واکنش نشون میدن؟ درصورتی که اگه بعضی وقتا از خودمون هم فیلم گرفته بشه و پخش بشه، به مراتب رفتارهای خیلی بدتری از اینا رو داریم.فقط خودمون متوجه نیستیم و کسی هم نمیبینه و میگذره.ولی اثر و آثارش رو بچه باقی میمونه تا بزرگسالی.

تکنیک ده ثانیه هم یه تکنیک موثر هست.هر وقت دچار خشم شدید یا بچه کار بدی انجام داده که شما رو عصبانی کرده یه نفس عمیق بکشید و از یک تا ده بشمارید.بعد واکنش نشون بدید.یا صحنه رو برای چند ثانیه ترک کنید و بعد که آروم تر شدید دوباره برگردید.شاید کار ساده ای به نظر بیاد ولی خیلی تاثیر گذار هست.وقتی که بچه گریه شدید میکنه و ناراحت هست تنهاش بزارید گریه اش تموم بشه و آروم بشه.دخترای ما معمولا اینجور مواقع میرن تو اتاق و در رو میبندن و رو تخت گریه میکنند.یکم صبر کنیم فضا آروم بشه و گریه بچه قطع بشه و یکم به اتفاقی که افتاده فک کنه.بعد بریم داخل اتاق و صحبت کنیم...
موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۲/۱۰/۲۶
Reyhane R

نظرات  (۵)

سلام ریحانه جان

اتفاقا من اصلا از متن‌هات برداشت منم منم ندارم ، همیشه توی متن‌هات صداقت و تلاشت برای مادر خوبی بودن واضحه، و من چقدر ازت یاد میگیرم 

این متن امروزتم انگار برای خود من نوشته بودی که این روزا برای اولین بارها توی مادری دچار خشم میشم چون شیطنت‌های دخترم زیادتر شده و دلش میخواد همه چی رو کشف کنه 

خیلی ممنون که بازم برگشتی و می نویسی

پاسخ:
سلام دزیره جانم.
متشکرم که بازخورد و انگیزه میدی و نظرت رو میگی.
خوشحالم که اینجوری بوده🥰

خیلی چیزای جالبی گفتی 

منم امروز از روی بی حوصلگی و عصبانیت یه نفرو اذیت کردم و واقعا دیدم ک بدنش از ناراحتی می لرزید خیلی غصه خوردم و خودم رو سرزنش کردم و ازش معذرت خواهی کردم ولی یادم نمیره

امیدوارم بتونیم بهتر باشیم 

پاسخ:
عزیزم❤
آدم یه لحظه عصبانی میشه یه رفتاری نشون میده.بعدش تازه چقد باید عذاب وجدان و حال بد رو هم تحمل کنی تا یادت بره🙁
۲۹ دی ۰۲ ، ۱۹:۳۵ .. مَروه ..

سلام عزیزم

من قبل اینکه مادر بشم وقتی میدیدم مادری سر بچه داد می‌زده خیلی تو ذهنم سرزنشش می‌کردم و میگفتم چقدر دل سنگه

ولی الان که خودم مادرم، می‌بینم واقعا ما نمی‌دونیم چی به اون آدم گذشته که به ابنجا رسیده. یه مادر باید خیلی حالش بد باشه که سر جگرگوشه اش داد بزنه

درواقع اون مادر در اینجا بیشتر به کمک نیاز داره تا بچه... 

پاسخ:
سلام مروه جان (:
دقیقا.قبلش آدم هی فک میکنه با خودش که من چنینم وچنانم و تز میده ولی وقتی تو اون موقعیت قرار میگیری میبینی چقد همه چی متفاوته.اطرافمون پره از مامانای خسته و مستاصل و بی حوصله!
۳۰ دی ۰۲ ، ۰۰:۵۷ ماه توت‌فرنگی

از اینکه شما رو می‌خونم خیلی خوشحالم. یه مامان واقعی و عالی. مرسی از چیزایی که گفتید. 

پاسخ:
عزیزم❤🙂
لطف داری بهم...
کاش واقعا اینجوری باشه😕

چقدر خوب نوشتی این نکات رو... منم باید حواسم باشه برا بزرگتر شدن قندک رعایت کنم

پاسخ:
اوخییی❤❤
قندک کوچولوی بامزه🥰

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">