اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

شصت و هفت

شنبه, ۸ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۳۵ ق.ظ

عصر جمعه بدون برنامه زدیم بیرون.میم نظرسنجی کرد.جواب نمیدونم بود.رفتیم و رفتیم تا از شهر خارج شدیم و رسیدیم به اول جاده.رفتیم و کلی دور شدیم از همه چیز.یه جایی تو دامنه یه کوه ایستادیم و پیاده شدیم.همه جا ساکت ساکت بود.سکوت و سرما.سرماش استخوان سوز بود.تاب نیاوردیم و باز سوار شدیم.خورشیدم بازیش گرفته بود با ابرا و هی می پوشوندنش و هی باز میزد بیرون.دو ساعتی تو جاده بودیم.دخترها خواب بودن عقب.

موقع برگشت دستم بود و گرمای دستش و بازم سکوت.بانو لیلا برامون "تو یادم کن فراموشم تو روشن کن که خاموشم..." رو میخوند، معین "کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه..." و جناب ابی "از اینجایی که من هستم تموم شهر معلومه کنارم خیلییا هستن دلم پیش تو آرومه..." خلاصه  دوستان همگی دست به دست هم دادن برای تجربه یک عصر جمعه دلپذیر و آروم و خورشیدی که جلوی چشمامون نرم نرمک غروب میکرد.

بعضی وقتا آدم به سکوت احتیاج داره تا به حرف زدن.دلت میخواد هیچکاری نکنی.نمیخوای آدمها رو ببینی و هی مجبور بشی حرف بزنی و توضیح بدی.

+امروز شنبه است.شنبه ها رو دوست دارم.بازم شروع کنیم زندگی رو و ادامه بدیم و امیدوار باشیم به لطف خدایی که همین نزدیکی هاست...

۹۷/۱۰/۰۸
Reyhane R