اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

پنجاه و پنج

يكشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۴۰ ق.ظ

دیشب خیلی دیر خوابیدیم.در نتیجه صبح پنج و ربع با خستگی بیدار شدم و با میم صبحانه زدیم و راهی شد.دوباره یه چرتی زدم تا ۶و نیم و بعد پاشدم کوکو درست کردم واسه موطلایی و وسایلش رو آماده کردم و هفت بیدار شد.با اینکه خسته هم بود طبق معمول به محض اینکه چشماشو باز میکنه شروع میکنه به حرف زدن و راه رفتن و چرخیدن دور خونه! هفت و نیم زدیم بیرون و هوای سرد اول صبح که خورد به کله ام قشنگ خواب از سرم پرید.برگشتم و الان دراز کشیدم و "مهدخت فریبای پریوش تو کجایی" گوش میدم.نفر سوم یه خانوم کوچولوئه خوابالوئه که به این زودی ها بیدار نمیشه.چند روزه پیاده روی نرفتم.شاید همین الان برم و بعدش هم یه برنامه بنویسم برای کارهایی که باید انجام بشه...

دلم میخواست الان توی یه کتابخونه قدیمی و خلوت وسط قفسه های پر از کتاب بودم و قدم میزدم و بعد یکیو انتخاب میکردم و همونجا مینشستم و تو سکوت برای خودم میخوندم.لمس صفحات کاغذی یه لذت بزرگه.کتابها بو دارن.حس دارن.چیزی که نسخه های پی دی اف امروزی ندارن.

۹۷/۰۸/۲۷
Reyhane R