اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

پنجاه و چهار

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۸ ق.ظ

یکی داشت تعریف میکرد که شنبه و سه شنبه میان ترم دارم و کلی استرس دارم و نخوندم و جایی نمیتونم برم.یه لحظه ذهنم رفت به خاطرات ده سال پیش.تو مسیر دانشگاه.تو سرویس.ساعت هفت و نیم صبح یه روز دی ماهی بود.برف میومد و هوا تاریک و گرفته بود و حسابی سوز داشت. ۸ تا ۱۰ و ۱۰ تا ۱۲ امتحان داشتم.شب قبلش چه شب بدی بود.باید از سرویس پیاده میشدیم و کل مسیر تا سالن امتحانات رو پیاده میرفتیم.دستام یخ زده بود.چقد استرس کشیدم.چه شبها و چه روزهایی نخوابیدیم و سختی کشیدیم برای موضوعاتی که الان کوچکترین تاثیر رو تو زندگیمون ندارن و انقد این اتفاقات الان تو ذهنم دور و فراموش شده است که باید کلی فک کنم یادم بیاد.بیست و یک سالگی برای من پر از بحران بود و پر از اشتباهاتی که از سر ندانستن بود.الان ولی تو سی و یک سالگی خوشحالم که تا حدودی به آرامش رسیدم و کمی تا قسمتی پخته تر شدم.ده سال دیگه هم به این روزها و به این مشکلات امروزمون میخندیم.ده ساله دیگه انشاءالله حالمون بهتره و بزرگتر و قوی تر شدیم.من برخلاف اکثر خانومها از بالا رفتن سن نمیترسم و چهل و یک سالگیم رو حتما خیلی خیلی دوست خواهم داشت...

پ.ن1:امشب و سه شنبه شب بعد مدت ها مهمونی دعوت شدیم.حالا گوشه لبم هم تبخال زده از چند روز پیش.دقیقا همون جریانی که میگن جوش ها و تبخال ها منتظرن ما جایی دعوت شیم و سریع بیان بیرون (:

پ.ن2: شاید کمی عجیب باشه ولی این چند وقت که مشکلات مالی و شغلی برای میم ایجاد شده رابطه من و میم خیلی بهتر و شادتر شده.خودمم دلیلش رو نمیدونم.شاید یه جورایی زدیم به سیم آخر و بی خیالی ...

۹۷/۰۸/۲۶
Reyhane R

نظرات  (۱۲)

من فکر میکنم ادم روز به روز به بلوغ فکری بهتری میرسه
و اینکه حالا با هم بهترین چون سعی میکنید هوای هم را بشتر داشته باشید
چون هر دو میدونید شرایط بده و باید شما خوب و خوب تر باشید
پاسخ:
اوهوم.هرچی سن بالاتر بره به نظر من به پختگی و آرامش نزدیک تر میشه.
بیشتر همون جنبه دلداری دادنه و اینکه فک نمی کردیم از پس این شرایط بر بیاییم.
سلام ریحانه جان
از آمارگیر وبلاگم به وبلاگت اومدم 😊 جز لینکاتون هستم و این باعث افتخاره ⁦^_^⁩
شاد باشی 💗
پاسخ:
سلام آرزو جان.
بعله من خیلی وقته میخونمت.البته خاموش🙈
منم خوشحال شدم اینجا کامنتت رو دیدم.
خوش آمدی🌷
ان شا الله همیشه شاد باشین....
موافقم...یه روزی مشکلات امروزمون هیچ میشه.....هرچند از نظر خودمون بزرگ....
پاسخ:
ممنونم مه سو جان.
فقط کاشکی خدا کمک کنه صبر و تحملمون رو ببره بالا.
کاشکی روزهای بهتر تو راه باشه.
ان شاالله روزای خوبی در راه باشه برای همه مون...آمین
پاسخ:
الهی آمییییین (:
سلام خوبی عزیزم. 
اگه اشتهات زیاد شده حتما تو بدنت یه چیزی کم اومده که ولع خوردن پیدا کردی . و تا وقتی اونو به بدنت ندی آروم نمیشه . بشین فکر کن ببین دلت چی میخواد . شاید بستنی یا نون خامه ای ...
گاهی هم برا منم پیش اومده ولی دائمی نیس نگران نباش
پاسخ:
سلام ساره جانم.شکرخدا خوبم.
نمیدونم.شایدم همینه که تو میگی.آخ آخ نون خامه ای☺
مشکل عمده من همین علاقه زیاد به شیرینی جات و هله هوله جات و هرچی که کاکائو داشته باشه هست😁
دارم سعی میکنم مصرف این چیزا رو محدود تر کنم.
یه قرصی هم مصرف میکنم که احتمالا زیاد شدن اشتها از عوارض اون هم باشه.

نوشته هات رو دوست دارم. فقط وقتی دوست دارم بخونمت که آروم باشم و ده تا پست تند تند بخونم. 
پاسخ:
لطف داری عزیزم.
منم میخونمت هرروز و دعا میکنم که زودتر به آرامش برسی و اون ماجراها تموم بشه.
عزیزم عجب خوابی...البته چون هق هق واقعی داشتی و بیدار شدی نشون دهنده اینه که خوابت فقط استرس های بیرونی بوده که اینجوری نمود پیدا کرده و تعبیری نداره نگران نباش
پاسخ:
آره واقعا عجیب بود.بعد اینکه من معمولا متوجه میشم که دارم خواب میبینم و اینا واقعی نیست و این دفعه اصلا متوجه نشدم.
انشاءالله که همینطوره.
ممنونم ازت.
خدا رو شکر که فقط یه خواب بوده . چقدر وحشتناک.  حتما صدقه بده
پاسخ:
آره همینطوره.
صبح زود صدقه دادم.
۰۱ آذر ۹۷ ، ۲۰:۰۷ شارمین امیریان
سلام.
کلا وبلاگت، نوشته هات، آرامشت، انرژی مثبتت و خودت رو خیلی دوست دارم =) همین!
پاسخ:
ای جانم!😍😍😍
( وی از این دست کامنت ها خیلی دوست می داشت!)
سلام ریحانه جون. خوبی؟
روزنوشتهاتو خوندم. ان شالله همیشه اوضاع طوری باشه که دوست داری.
اون متن درباره اتصالی مغز مامان جالب بود. مامانهای بیچاره چقد اذیتن تو زندگی و بچه ها قدر نمیدونن.
ایشالا شغل خوب و با ثباتی براتون جور بشه و به همه ی آرزوهات هم برسی.
پاسخ:
سلام مرضی جانم.خوبم.شکر.
این اتصالی زیاد پیش میاد.
و فقط باید صبور بود و صبور بود و صبور بود!
که من نیستم متاسفانه و زود هم عذاب وجدان میگیرم ):
الان همونجا راه افتاده باز و میره سرکار همسر.
ولی فعلا خبری از حقوق و مزایا نیست!
کامنت پست هات باز کن دختر .
امیدوارم مثل همیشه زود زود رفع کدورت بشه
پاسخ:
چشم عزیزم.🙈
حل شد خداروشکر.
ریحانه جون کجایی؟ خوبید؟
خبلی وقته نیستی؟!
پاسخ:
سلام مرضی جان.
خوبیم شکرخدا.
فرصتی پیدا بشه میام.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی