اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

چهل و هشت

جمعه, ۴ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ب.ظ

دیروز واکسن شش سالگی موطلایی رو زدیم البته با ده روز تاخیر.با خاطرات بدی که از مرکز بهداشت داشتم به علت اون اتفاقی که بهمن ماه پارسال افتاد، دوست نداشتم دوباره با اون خانومه روبرو بشم، واسه همین موطلایی و میم دوتایی رفتن.عصر خونه مامانم کم کم داغ شد و بی حال رفت یه گوشه خوابید و برخلاف همیشه با بچه ها بازی نکرد.شب بی حال تر شد و تموم بدنش داغِ داغ.تا صبح کنارش بودم و پاشویه اش کردم.خوشبختانه امروز جمعه بود و تا ۹ خوابید.امروز تصمیم گرفتیم خونه بمونیم تا هم موطلایی استراحت  کنه و هم به کارهای عقب مونده برسم.ذهنم پریشون و خسته اس.از بس این چند روز فکر کردم.آخرش میرسم به ترجمه این آیه که؛ از جایی که گمان نمی برد به او روزی میرساند و هرکه بر خدا توکل کند خداوند او را کفایت خواهد کرد...

بعدا نوشت: الان که من تو آشپزخونه ام و سوپ و شیر برنج براشون گذاشتم، موطلایی به خانوم کوچیک هر چند دیقه یه بار میگه؛ پتو بیار بنداز روم! دستم درد میکنه! کتابمو بیار بخونم! یه لیوان آب برام بیار! کیفمو بیار! دستم و بگیر بلند شم! و کلی قر و غمیش میاد و جالب اینه که خانوم کوچیک هم مو به مو اوامرش رو اجرا میکنه و دل به دلش میده.اینجاست که میگن نازکش داری ناز کن!

۹۷/۰۸/۰۴
Reyhane R