اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

بیست و هفت

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۵:۵۳ ب.ظ

میم از سرکار اومد.نهار خوردیم و صحبت کردیم و بعد پتو و بالشت که یه چرتی بزنیم.دخترها مشغول بازی بودن و همزمان پویا میدیدن.بیدار که شدم دیدم همه جا ساکته.نگو رفتن برای خودشون بالشت و پتو آوردن و خوابیدن و خواب رفتن.انقد صحنه جالبی بود که با دیدنش کیلو کیلو قند تو دلم آب شد.موطلایی خانوم دستش رو گذاشته بود دور گردن خانوم کوچیک و تو بغل هم خوابیده بودن ^_^


پ.ن : اینا همونایی هستن که روزی چندبار بخاطر رقابت بر سر میزان شربت یا شیر تو لیوان یا بخاطر کمتر یا بیشتر بودن میزان سیب زمینی سرخ کرده یا بخاطر خط کشیدن تو دفتر نقاشی های همدیگه و سر خاموش کردن تلوزیون و روشن کردن کولر و جواب دادن تلفن و باز کردن در و بازی با گوشی و غیره گیس و گیس کشی دارن با همدیگه و بعد دو دیقه نشده یادشون میره و آشتی میکنن.باور کنید به دو دیقه نمیرسه که فراموش میکنن و دوباره دوست میشن (:


بعدا نوشت: هرشب حدود ده، ده و نیم میخوابیدنا.امشب ولی الان که ساعت نزدیک دوازده شبه هنوز بیدارن و به شدت سرحال و از در و دیوار بالا میرن! دلیلشم چیزی نیست جز همون دو ساعت خواب بعدظهر! عاقا اصن من حرفمو پس میگیرم.هیچم خوابیدنشون قشنگ نبود.😐


۹۷/۰۶/۰۳
Reyhane R