اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود، تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود

اینجا بدون من

من آدم پیچیده ای نیستم...
زندگی رو سخت نمیگیرم...
گرچه گاهی زندگی بهمون سخت میگیره!
اینجا سعی میکنم خودم باشم.

آخرین مطالب

بیست و شش

پنجشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۸ ق.ظ

1.عاقا ما تصمیم گرفتیم زمانی که با میم و بچه ها هستیم کمتر از گوشی استفاده کنیم و بیشتر با هم صحبت کنیم و کانون خانواده رو گرم تر بنوماییم (!) و گوشی بازی رو بزاریم واسه زمان بیکاری و تنهایی.حالا امشب میم نیست و بچه ها خوابیدن.من قورباغه هام رو قورت دادم و کارای عقب افتاده رو انجام دادم و الان اومدم دراز کشیدم و گوشی گرفتم دستم که بعد مدت ها با فراغ بال و با آرامش بشینم لینکا و بوک مارک ها رو بخونم و چند خطی بنویسم.در حالی که از شدت خمیازه های پشت سر هم چشام پر اشک شده و خیلی خوابم میاد! نود درصد مواقع اینجوری میشه و خوابم میبره و همین باعث میشه که من نباشم و ننویسم بچه ها (:


2.دسته گلی که امشب به آب دادم این بود که خیلی خجسته طور یه شال بنفش که تا حالا شسته نشده بود و میدونستم که احتمالش هست که رنگ بده رو با بقیه لباس ها انداختم ماشین لباسشویی و ایشون هم در عین ناباوری رنگ پس داد و در نتیجه چندتا از لباس های سفید دخترها تبدیل به صورتی متمایل به یاسی شدن(: حالا وقتی دیدم دیگه کار از کار گذشته به خودم دلداری می دادم که طوری نیست، صورتی هم خوبه یه تنوعی هم میشه و هزاران بار خدا رو شکر کردم که از جناب میم لباسی تو ماشین نبود (:


3.من یه مشکلی داشتم مدت ها قبل که نمیدونم جزو بیماری های خواب محسوب میشه یا نه و چند باری اتفاق افتاده این چند سال و به این صورت بود که وسط خواب یهو فک میکردم تو بیداری و واقعیت داره یه اتفاق بدی می افته (اکثر مواقع برای بچه ها) و من با ترس زیاد و تپش قلب شدید بیدار میشدم و میرفتم سراغشون... چند وقت بود که دیگه اینجوری نشده بودم تا دیشب دوباره... میم امروز میگفت واقعا نگرانم برات و چرا اینجوری میشی و... برای خودمم سواله که چرا این اتفاق می افته و از کجا میاد و  تو ناخودآگاهم چی میگذره.در حالی که من این چند روز خوب بودم و اتفاق بدی هم نیافتاده بود.


4. موضوعی که زیاد بحث میشه بین خانوم ها بحث لوازم آرایشی جورواجور و خریدنشون و رسیدگی به پوست و این جور صحبت هاست.چیزی که همیشه برای من سواله اینه.مگه نه اینکه اینا همه از یه سری مواد شیمیایی و اکثرا مضر ساخته شدن و مشخصه که سازندگانشون سود و گردش مالی براشون مهم تره تا سلامتی ما.کلی کرم پودر میزنیم به صورت و راه نفس کشیدنش رو میبندیم.به چشم و لبمون رنگ و لعاب میدیم با همین مواد مصنوعی و شیمیایی. نکنید عاقا.هرچیزی طبیعی ش خوبه.چرا اینقد لوازم آرایشی و آرایشگاه رفتن و چشم و هم چشمی دغدغه شده برای خانوم ها؟ توقع آقایون رو هم روز به روز میبرن بالاتر.روزی چند بار با خودتون تکرار کنید: ما همینی هستیم که میبینید.ما عروسک و تابلوی نقاشی نیستیم! والا!


5.این عکس رو که دیدم دلم رفت.کاشکی قرار بود فردا ماشین رو آتیش کنیم و راه بیافتیم و چارتایی بزنیم به جاده و بریم شمال.من دلم جاده جنگلی و هوای ابری و مسیر مه آلود میخواد.دقت کنید من سفر لاکچری و خارجه و هواپیما و هتل و از این چیزا نخواستم.یه مسافرت شمال بدون دغدغه و نگرانی.ای وای از سقف آرزوهامون که روز به روز داره میاد پایین تر و فانتزی هامون که روز به روز میشه دورتر و حسرت هامون که میشه بیشتر و بیشتر!


۹۷/۰۶/۰۱
Reyhane R

نظرات  (۹)

سلام ریحانه جان خوبی . دخترا خوبن؟
اگه وضع خوابت زیاد تکرار میشه و نمیتونی تحملش کنی و البته راه های پیش درمانی مثل کنترل اعصاب و دمنوش و عرقیجات آرام بخش رو امتحان کردی و نتیجه نگرفتی ،یه مشاوره یا دکتر برو . نه اینکه خدا نکرده بگم مشکلی هست نه بلکه میگم برو که خیالت راحت بشه .
درمورد زیاده روی تو آرایش کاملا با حرفات موافقم . من از اون دسته آدمایی هستم که آرایش رو در حد ملیح و طبیعی میپسندم و اصلا اهل خرید چیزای گرون نیستم .
سفر شمال اگه پیش بیاد عالیه . انشاءالله تا قبل مدرسه دخترا یه سفر خوب برات جور بشه بری هوایی عوض کنی .
پاسخ:
سلام عزیزم.شکر خدا خوبیم.
نه اونقدر زیاد نیست که اذیت کننده باشه.فقط میم بیچاره خواب به سر میشه😁 احتمالا فکر و خیال  و افکار منفی که در طول روز دارم جمع میشن یه جا  و شب فوران میکنن!
من میگم تو همه چیز اعتدال رو رعایت کنیم.بذاریم پوست نفس بکشه.خودمون باشیم.همین که هستیم.
هوف.انقدر چیزهای مهمتری از مسافرت هستن الان که دیگه به اونجا نمیرسه.
میم هم شرایط کاریش اصلا جور نمیشه):
تصمیمی که در بند اول گرفتی، یکی از بهترین تصمیم هاییه که یک نفر می تونه بگیره!
پاسخ:
آره.فقط خدا کنه بهش پایبند باشیم همیشه.☺
سلام
مادر من در مورد 2 رکوردی دارن که همین روزاست در گینس ثبت شه .تنوع رنگی لباسهای ما بخش لاینفک زندگی شده

پاسخ:
الهییییی😘
خدا حفظشون کنه.
من ولی اولین بارم بود نازلی😊
اون دو مورد آخری که نوشتی رو حسابی باهات همزاد پنداری میکنم....شدیدا....
این گرونی ها چه کرده با روزگار جوونی مون...
مساله نگرانی و اضطرابت هم طبیعی هست....احتمالا ناراحتی هاتو اضطراب روزانتو درونت میریزی بعد اینطوری توی خواب خودشو نشون میده...
پاسخ:
میدونی مشکل فقط قسمت مالیش هم نیست ها.همیشه هزینه ها و کارهای اولویت دار دیگه ای هم هستن که میگیم اونا واجب تره حالا.میم الان امنیت شغلی هم نداره به علت مشکلاتی که برای شرکتشون به وجود اومده):

خودمم همین فکر رو میکنم مه سو جان.
منم وقتی شوهرجان هست گوشیو میذارم کنار.خودشم بخواد دست بگیره هی غر میزنم😁
من حتی به اینکه بزنیم جاده و از وسطاش برگردیم راضیم😢
خیلی بده که اینجوری شده.چندسال بعد قراره چی بشه اصلا!!!

یه سریا اعتماد به نفس ندارن،فکر میکنن اگه ارایش نکنن مثل میت بی روح میشن.بعد چند سال که گذشت میفهمن چه بلایی سر پوستشون اوردن

پاسخ:
کار بسیار خوبی میکنین.😊
آخ آخ.امیدی هم نداریم به اینکه وضعیت بهتر بشه نیلوفر):
در اون حد که از میت بی روح بودن دربیان مشکلی نیست.
اینکه اینقد این مسئله مهم و حیاتی شده تو زندگی های امروز و بعضی ها دیگه شورش رو درآوردن مهمه.
سلام عزیزم
اتفاقا همش برام سوال بود که چرا کم می نویسی که الان معلوم شد خوابی.چرا شکلک ندارم.شکلک چشمک
بدون هزینه به لباس دخترا تنوع دادی.افرین
خیلی حال بدیه.امیدوارم زووودی خوب شی.
واییییی این منظره دل منم برد
پاسخ:
سلام نبکا جان.
اوهوم.کلی ایده داشتم که فرصت نشد بنویسم و سوخت شد😁
انقد لباسای جدیدشون رو دوست دارن که نگو.😊
نه خداروشکر خیلی کمتر شده بود این اواخر.جز همین چندشب پیش.
☺☺☺
سلام ریحانه جان
خدا را شکر که حال و هوای دلت بهتره
انشاله سفر هم جور میشه اونم با لباسهای صورتی و یاسی :)))))

پاسخ:
سلام تیلوی عزیز.
انشاءالله که همینطوره.
☺☺☺
بلایی که سر تو تو مورد 2 اومد سر من هم اومد! درست مثل تو با آگاهی کامل
آی سوختم!
امیدوارم تا قبل تموم شدن تعطیلات بتونی یه سفر شمال بری، شهریورماه هوای شمال خیلی هم خوبه
چه تصمیم خوبی درمورد کنار گذاشتن گوشی! والا من که همچین اراده ای نمیبینم تو خودم متاسفانه
پاسخ:
آره منم وا رفتم اونموقع.ولی بعدش گفتم عیب نداره پیش میاد دیگه! 😅
امیدی ندارم به جور شدنش):
منم کامل اجراش نمیکنم ها.فقط سعی میکنم کمترش کنم.
لامصب آدم رو معتاد میکنه به خودش😁
۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲ خاله ریزه
آخ آخ اینجا باید ارتفاعات ماسال باشه 
پاسخ:
دقیق نمیدونم کجاست.
ولی هرجا هست خیلی رویاییه👍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی